کلمه جو
صفحه اصلی

انفخانه

لغت نامه دهخدا

( انفخانة ) انفخانة. [ اُ ف ُ ن َ ] ( ع ص ) زن پرگوشت از فربهی. انفخانیة. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به انفخان و انفخانی و انفخانیة شود.

انفخانة. [ اُ ف ُ ن َ ] (ع ص ) زن پرگوشت از فربهی . انفخانیة. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به انفخان و انفخانی و انفخانیة شود.



کلمات دیگر: