صفحه اصلی
قراولی کردن
بستن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
نگهبانی کردن محارست نمودن
لغت نامه دهخدا
قراولی کردن. [ ق َ وُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نگهبانی کردن. محارست نمودن. ( ناظم الاطباء ).
کلمات دیگر: