( آواه ) آوه . آوخ .
( صفت ) ۱ - بسیار آوه کننده از ترس خدای . ۲ - آه گوینده آه گوی .
لقب حضرت ابراهیم خلیل
( صفت ) ۱ - بسیار آوه کننده از ترس خدای . ۲ - آه گوینده آه گوی .
لقب حضرت ابراهیم خلیل
مولوی .
اواه . [ اَ] (اِ) آواه و انعکاس آواز و صدا. (ناظم الاطباء).
اواه . [ اَوْ وا ] (ع ص ) بسیارآوه کننده از ترس خدای . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ، ترتیب عادل ). آنکه آه بسیار کند. (از مهذب الاسماء). دعاخواننده بزاری و مؤمن و نرم دل و آه کننده و کسی که بزبان حاجت ندارد و هرچه کند بدل کند. (از آنندراج ) (غیاث اللغات ). مرد با یقین و نرم دل و بسیاردعا و زاری کننده از بیم خدای عزوجل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ، اواهون . (از مهذب الاسماء). || فقیه ومؤمن بزبان حبشه . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).