کلمه جو
صفحه اصلی

ایکه

فرهنگ فارسی

درختان با هم پیچیده یا بیشه درختان کنار و پیلو .

لغت نامه دهخدا

( ایکة ) ایکة. [ اَ ک َ ] ( ع اِ ) درختان باهم پیچیده یا بیشه درختان کنار و پیلو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بیشه. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 23 ). مرغزار. ج ، ایکات. ( مهذب الاسماء ). || انبوهی از هر درخت که باشد حتی نخلستانی را هم ایکة گویند. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). و رجوع به ایک شود.
- اصحاب الایکة ؛ اهل آن شهر [مدین ] را خداوند، اصحاب الایکه خواند. ( قصص الانبیاء ص 94 ). رجوع به همین کلمه شود.

ایکة. [ اَ ک َ ] (ع اِ) درختان باهم پیچیده یا بیشه ٔ درختان کنار و پیلو. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بیشه . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 23). مرغزار. ج ، ایکات . (مهذب الاسماء). || انبوهی از هر درخت که باشد حتی نخلستانی را هم ایکة گویند. (آنندراج ) (منتهی الارب ). و رجوع به ایک شود.
- اصحاب الایکة ؛ اهل آن شهر [مدین ] را خداوند، اصحاب الایکه خواند. (قصص الانبیاء ص 94). رجوع به همین کلمه شود.


دانشنامه عمومی

ایکه (به انگلیسی: Achh) در پاکستان است که در punjab (pakistan) واقع شده است.
فهرست شهرهای پاکستان

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَیْکَةِ: کلمه ایکه به معنای درخت به هم پیچیده است ، و جمع آن ایک است ، و به طوری که گفته شده قوم ایکه در سرزمینی پر درخت چون جنگل زندگی میکردهاند که درختهایش سر به هم داده بود . این مردم طایفه ای از قوم حضرت شعیب (علیهالسلام) بودند چون در جمله" انهما لبامام...
معنی مُقِیمِینَ: برپا دارندگان (برپادارنده ایکه آنچه را برپا می دارد زایل نشو و تمامی نداشته باشد)
معنی مُّقِیمٌ: پاینده - ثابتی که هرگز زایل نشود و تمامی نداشته باشد - برپادارنده (برپادارنده ایکه آنچه را برپا می دارد زایل نشو و تمامی نداشته باشد)
معنی مُقِیمِی: برپا دارندگان (برپادارنده ایکه آنچه را برپا می دارد زایل نشو و تمامی نداشته باشد. در اصل مقیمین بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده است)
معنی شُعَیْبُ: نام یکی از پیامبران الهی ( حضرت شعیب علی نبینا وعلیه السلام پیامبر مردم مدین واصحاب ایکه بوده اند)
معنی إِمَامٍ: پیشوا-راه اصلی(در جمله"إِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِینٍ "یعنی منزلگاه قوم لوط و قوم ایکه ، هر دو بر سر بزرگ راهی قرار داشت . مقصود از این راه ، آن راهی است که مدینه را به شام وصل میکند)
تکرار در قرآن: ۴(بار)

پیشنهاد کاربران

به زبان ژاپنی به معنی برو است


کلمات دیگر: