کلمه جو
صفحه اصلی

موتوری

فارسی به انگلیسی

engine - driven


mobile _, motor, power


engine - driven, mobile _, motor, power

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به موتور ۲ - آنچه که دارای موتور است موتور دار : [ قایق موتوری ].

لغت نامه دهخدا

موتوری. [ م ُ ت ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به موتور. || آنچه دارای موتور است. || آنکه دارای موتور است. موتوردار. || موتورسوار. کسی که سوار موتوسیکلت باشد. و رجوع به موتوسیکلت شود.


کلمات دیگر: