به نماز ایستادن و تکبیره الاحرام بستن
تکبیر بستن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تکبیر بستن. [ ت َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) به نماز ایستادن و تکبیرةالاحرام بستن. با گفتن دوبار اﷲاکبر، نمازی را شروع کردن :
درگاه اوست قبله ومن در نماز شکر
تکبیر بسته ام که دلم حقگزار کرد.
درگاه اوست قبله ومن در نماز شکر
تکبیر بسته ام که دلم حقگزار کرد.
خاقانی.
رجوع به تکبیر شود.کلمات دیگر: