( آلو کوهی ) آلوچه کوهی
الو کوهی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آلوکوهی ) آلوکوهی. ( اِ مرکب ) آلوی ِ کوهی. نِلْک. ( فرهنگ اسدی ). اِدرِک. آلوچه کوهی. و آن آلوئی باشد برنگ زرد و بطعم تلخ ، شبیه به آلوچه سگک.
پیشنهاد کاربران
بهترین درمان کننده کم خونی وتصفیه کننده خون وضدعفونت معده روده وکلیه میباشد
کلمات دیگر: