( اسم ) بوسه گیر .
بوسه خوار
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بوسه خوار. [ س َ / س ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) بوسه گیر. ( فرهنگ فارسی معین ) :
کند ترک می نرگس پرخمار
که از روی این گل شود بوسه خوار.
کند ترک می نرگس پرخمار
که از روی این گل شود بوسه خوار.
ملاطغرا ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: