کلمه جو
صفحه اصلی

توؤص

لغت نامه دهخدا

توؤص. [ ت َ وَءْ ءُ ]( ع مص ) فراهم آمدن قوم. || انبوهی کردن قوم بر آب. ( از اقرب الموارد ). رجوع به تواؤص شود.


کلمات دیگر: