کلمه جو
صفحه اصلی

تکدیه

فرهنگ فارسی

شکستن جدا کردن موی از شانه

لغت نامه دهخدا

( تکدیة ) تکدیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) طلب و استدعا کردن. کدی الرجل تکدیة ساءَل فهو مُکَدّ. ( از اقرب الموارد ). رجوع به تکدی شود.
تکدیه. [ ت َ ] ( ع مص ) شکستن. || جدا کردن موی سر به شانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تکدیه بمعنی کَده است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به کده شود.

تکدیه . [ ت َ ] (ع مص ) شکستن . || جدا کردن موی سر به شانه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تکدیه بمعنی کَده است . (از اقرب الموارد). رجوع به کده شود.


تکدیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) طلب و استدعا کردن . کدی الرجل تکدیة ساءَل فهو مُکَدّ. (از اقرب الموارد). رجوع به تکدی شود.


( تکدئة ) تکدئة. [ ت َ دِ ءَ ] ( ع مص ) بر زمین نشاندن سرما کشت را و دیر برآوردن زمین گیاه را بجهت سرماخوردگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بازگردانیدن برودت کشت را در زمین. ( از اقرب الموارد ).

تکدئة. [ ت َ دِ ءَ ] (ع مص ) بر زمین نشاندن سرما کشت را و دیر برآوردن زمین گیاه را بجهت سرماخوردگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بازگردانیدن برودت کشت را در زمین . (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: