الله اکبر گفتن تکبیر کردن
تکبیر کشیدن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تکبیر کشیدن. [ ت َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) اﷲاکبر، اﷲاکبر گفتن. تکبیر کردن. تکبیر گفتن :
خورشید از کمال تو تکبیر می کشد
ماه از تو کس ندید تمام آفریده تر.
خورشید از کمال تو تکبیر می کشد
ماه از تو کس ندید تمام آفریده تر.
نظیری نیشابوری ( از آنندراج ).
رجوع به تکبیر شود.کلمات دیگر: