بلاشجرد. [ ب َ ج ِ ] ( اِخ ) از قرای مرو است و با مرو چهار فرسنگ فاصله دارد. ملک بلاش بن فیروز، یکی ازپادشاهان فرس در عهد جاهلیت ، آن را ساخته است. ( از معجم البلدان ). معرب بلاشگرد باشد و آن قریه ای است برچهار فرسنگ مرو شاهجان ، و آنرا ملک بلاش پسر فیروز بناکرده است. ( برهان ). و رجوع به بلاش و بلاشگرد شود.
بلاشجرد
لغت نامه دهخدا
پیشنهاد کاربران
ولخش ، بلاش ، ورخش نام چند تن از شاهان اشکانی و نام پسر پیروز یکم ساسانی می باشد و پسوند " کرت ، گرد " در پارسی و " گراد ، گارت " در اسلاوی و آلمانی همگی به معنای شهر و سازه است و شهر " ورخشکرت = بلاشگرد = بلاشجرد از نام این شاهان گرفته شده است.
اشتودگارت = شهر اسب
بلگراد = شهربل
اشتودگارت = شهر اسب
بلگراد = شهربل
کلمات دیگر: