کلمه جو
صفحه اصلی

یوسف سلمان یوسف

دانشنامه عمومی

یوسف سلمان یوسف (سریانی: ܝܘܣܦ ܣܠܡܢ ܝܘܣܦ) (زاده: ۱۹۰۱ درگذشته: ۱۴ فوریه ۱۹۴۹) که با نام مبارزاتی اش فهد مشهور است یک مسیحی آشوری و اولین عراقی کمونیست فعال بود. از سال ۱۹۴۱ تا پای چوبه دار دبیر اولی حزب کمونیست عراق را بعهده داشت. گسترش سریع حزب در سال های ۱۹۴۰ دلیل اصلی شهرتش بود. در دو سال آخر زندگی اش حزب را از درون زندان رهبری می کرد.
یوسف سلمان یوسف در ۱۹۰۱ در یک خانواده آشوری در روستایی از شهر موصل در شمال عراق به دنیا آمد. یک خانواده فقیر داشت، و پدرش با فروش کیک و شیرینی روزگار می گذراند. در سال ۱۹۰۷ او و خانواده برای پیدا کردن کار مناسبتر به بصره در جنوب عراق نقل مکان کردند. یوسف از سال ۱۹۰۸ تا سال ۱۹۱۴ در دبستان سوریهای مسیحی در بصره درس خواند و از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۶ در مدرسه آمریکای ها تحصیل کرد. با مریض شدن پدرش او مجبور به ترک تحصیل شد و دنبال کار برای امرار معاش خانواده اش بود. در ابتدا او به عنوان مترجم در ارتش انگلیس در بصره شروع بکار کرد. بعد در ۱۹۱۹ برای کمک به برادرش در راه اندازی یک کارخانه به نصیریه عزیمت کرد. در ۱۹۲۴ به بصره برگشت و به شغل منشی گری در اداره برق مشغول کار شد.
در ۱۹۲۷ یوسف با پیوتر واسلی، یک فرستاده مخفی کمینترن آشنا شد، و آموزش های سوسیالیزم و کمونیسم را از او فراگرفت. او در اولین گردهمایی کمونیستی آن سال در نصیریه شرکت کرد. دو سال بعد در ۱۹۲۹، یوسف کار خود در اداره برق را ترک کرد و برای سفر به خارج درخواست پاسپورت کرد. درخواست او به دلیل نداشتن استطاعت مالی رد شد. اما او به هر ترتیب کشور را از طریق کویت، سوریه و فلسطین ترک کرد. در طول مسافرت او کوشش کرد تا با کمینترن وصل شود و از حزب کمونیست فلسطین درخواست کرد تا دست او را در یک کار سیاسی در عراق بند کند. در ۱۹۳۰معاهده انگلستان و عراق امضا شد و این معاهده یک نارضایتی گسترده در عراق به وجود آورد. یوسف به میهن بازگشت و یکسال بعد در ژوئیه ۱۹۳۱ فعالیت سیاسی خود را شروع نمود و یک اعتصاب در مخالفت با عوارض جدید شهرداری را رهبری کرد. او تا فوریه سال ۱۹۳۵ در نصیریه به فعالیت های تبلیغاتی ادامه داد تا اینکه عراق را بار دیگر ترک کرد. این بار به مسکو رفت تا در دانشگاه کمونیست کارگران شرق ثبت نام کند. تا آموزش رهبری آینده فعالیت های حزب کمونیست را فرا بگیرد. او از طریق سوریه، فرانسه و ایتالیا خود را به شوروی رساند، و تا سال ۱۹۳۷ آنجا دانشجو بود. بنظر می رسد قبل از رسیدن به عراق در ژانویه ۱۹۳۸ او زمستان ۱۹۳۷ را در فرانسه و بلژیک با بخش غربی اروپایی کمینترن گذرانده باشد.
در مسیر بازگشت، با عبدالله مسعود که مشغول سازمان دادن یک گروه کمونیستی در بغداد بود ملاقات کرد. او سپس مدتی را صرف گردش در اطراف کشور کرد، تا اینکه در دسامبر ۱۹۴۰ شنید که مسعود مشغول راه اندازی یک مجله کمونیستی بنام الشرارح است. او به بغداد بازگشت و از وی درخواست کرد تا سردبیری این نشریه را به او بسپارد. مسعود این درخواست را رد کرد ولی به او پیشنهاد داد تا در بغداد بماند و در حزب فعالیت کند که فهد (یوسف) قبول کرد.


کلمات دیگر: