کلمه جو
صفحه اصلی

شهر فیروز

لغت نامه دهخدا

شهر فیروز. [ ش َ رِ فی ] ( اِخ ) قلعه ای بوده در استرآباد که برای جلوگیری از هجوم بادیه نشینان ساخته بودند. ( یادداشت مؤلف ). ظاهراً با شهرستان یزدگرد یکی باشد. رجوع به شهرستان یزدگرد شود.

شهر فیروز. [ ش َ رِ فی ]( اِخ ) قزوینی نویسد: نسا را «شهر فیروز» نامند بمناسبت اینکه گویند فیروز پادشاه قدیم ایران آنرا ساخته است. ( ترجمه سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج ص 420 ).

شهر فیروز. [ ش َ رِ فی ] (اِخ ) قلعه ای بوده در استرآباد که برای جلوگیری از هجوم بادیه نشینان ساخته بودند. (یادداشت مؤلف ). ظاهراً با شهرستان یزدگرد یکی باشد. رجوع به شهرستان یزدگرد شود.


شهر فیروز. [ ش َ رِ فی ](اِخ ) قزوینی نویسد: نسا را «شهر فیروز» نامند بمناسبت اینکه گویند فیروز پادشاه قدیم ایران آنرا ساخته است . (ترجمه ٔ سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج ص 420).



کلمات دیگر: