کلمه جو
صفحه اصلی

شهدک

لغت نامه دهخدا

شهدک. [ ش َ دَ] ( اِ مصغر ) مصغر شهد. خوش آیندی چیزهای شیرین که کمی شیرین باشد. || لذت آرمیدن با زن. || محل آرمیدن با زن. ( ناظم الاطباء ). شرم جای.

شهدک. [ ش َ دَ ] ( اِخ ) نام اجدادی است. ( از انساب سمعانی ).

شهدک . [ ش َ دَ ] (اِخ ) نام اجدادی است . (از انساب سمعانی ).


شهدک . [ ش َ دَ] (اِ مصغر) مصغر شهد. خوش آیندی چیزهای شیرین که کمی شیرین باشد. || لذت آرمیدن با زن . || محل آرمیدن با زن . (ناظم الاطباء). شرم جای .



کلمات دیگر: