شهبرة. [ ش َ ب َ رَ ] (ع مص ) مایل به سپیدی شدن ریش پشت شتر: شهبردبرالبعیر شهبرةً. || آماده ٔ گریستن گردیدن . (منتهی الارب ). سخت گریستن . (از اقرب الموارد).
شهبره
لغت نامه دهخدا
( شهبرة ) شهبرة. [ ش َ ب َ رَ ] ( ع ص ) امراءة شهبرة؛ زن کلانسال یا اندک قوت یا گنده پیر فانی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). پیرزن. ( نصاب ) ( نشوءاللغة ص 17 ).
شهبرة. [ ش َ ب َ رَ ] ( ع مص ) مایل به سپیدی شدن ریش پشت شتر: شهبردبرالبعیر شهبرةً. || آماده گریستن گردیدن. ( منتهی الارب ). سخت گریستن. ( از اقرب الموارد ).
شهبرة. [ ش َ ب َ رَ ] ( ع مص ) مایل به سپیدی شدن ریش پشت شتر: شهبردبرالبعیر شهبرةً. || آماده گریستن گردیدن. ( منتهی الارب ). سخت گریستن. ( از اقرب الموارد ).
شهبرة. [ ش َ ب َ رَ ] (ع ص ) امراءة شهبرة؛ زن کلانسال یا اندک قوت یا گنده پیر فانی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پیرزن . (نصاب ) (نشوءاللغة ص 17).
کلمات دیگر: