کلمه جو
صفحه اصلی

شهراه

لغت نامه دهخدا

شهراه. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) مخفف شاهراه. جاده ٔعام و جاده وسیع بزرگ. ( ناظم الاطباء ) :
دگر گوشت که شهراه کلامست
دلت زو با معانی تمامست.
ناصرخسرو.
شهراه مردمی است سبیل الرشاد تو
زآن مردمی تو کز ره نامردمی گمی.
سوزنی.
تا نبرّد تیغت اسماعیل را
تا کنی شهراه قعر نیل را.
( مثنوی ).
رجوع به شاهراه شود.

دانشنامه عمومی

سامانه شهراه، سامانه مدیریت ارتباط شهروندی وزارت راه و شهرسازی است که هدف اصلی آن ایجاد پنجره واحد برای ارائه تمامی خدمات شهروندی وزارت راه و شهرسازی و سازمان های زیر مجموعه آن به صورت الکترونیکی و ارتباط دوسویه با شهروندان است.


کلمات دیگر: