کلمه جو
صفحه اصلی

اصهبیه

لغت نامه دهخدا

( اصهبیة ) اصهبیة. [ اَ هََ بی ی َ ] ( ع ص نسبی ) به معنی اشقر و گویا جمع آن اصهبیات است. || ( اِخ ) آبی است و انشاد شده است :
دعاهن من ثاج فازمعن ورده
او الاصهبیات العیون السوافح.
( از معجم البلدان ).
و رجوع به اصهب و اصهبی و اصهبیات شود.

اصهبیة. [ اَ هََ بی ی َ ] (ع ص نسبی ) به معنی اشقر و گویا جمع آن اصهبیات است . || (اِخ ) آبی است و انشاد شده است :
دعاهن من ثاج فازمعن ورده
او الاصهبیات العیون السوافح .

(از معجم البلدان ).


و رجوع به اصهب و اصهبی و اصهبیات شود.


کلمات دیگر: