اصواء. [ اَص ْ ] (ع اِ) جج ِ صُوّة. (منتهی الارب ). || اَصواء و صُوی ̍؛ قبرها: وقفت علی الصوی و الاصواء؛ ای علی القبور. (اقرب الموارد). و رجوع به صوة شود.
اصواء
لغت نامه دهخدا
اصواء. [ اِص ْ ](ع مص ) (از «ص وی ») خشک شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). خشک شدن نخله . (از اقرب الموارد).
اصواء. [ اِص ْ ]( ع مص ) ( از «ص وی » ) خشک شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). خشک شدن نخله. ( از اقرب الموارد ).
اصواء. [ اَص ْ ] ( ع اِ ) جج ِ صُوّة. ( منتهی الارب ). || اَصواء و صُوی ̍؛ قبرها: وقفت علی الصوی و الاصواء؛ ای علی القبور. ( اقرب الموارد ). و رجوع به صوة شود.
اصواء. [ اَص ْ ] ( ع اِ ) جج ِ صُوّة. ( منتهی الارب ). || اَصواء و صُوی ̍؛ قبرها: وقفت علی الصوی و الاصواء؛ ای علی القبور. ( اقرب الموارد ). و رجوع به صوة شود.
کلمات دیگر: