کلمه جو
صفحه اصلی

مغاور

فرهنگ فارسی

جمع مغاره

لغت نامه دهخدا

مغاور. [ م ُ وِ ] (ع ص ) تاراج کننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). غارتگر و کسی که تاخت و تاز بسیار می کند برای غارت و تاراج . (ناظم الاطباء).


مغاور. [ م ُ وِ ] ( ع ص ) تاراج کننده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). غارتگر و کسی که تاخت و تاز بسیار می کند برای غارت و تاراج. ( ناظم الاطباء ).

مغاور. [ م َ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ مغارة. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به مغارة شود.

مغاور. [ م َ وِ ] (ع اِ) ج ِ مغارة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (اقرب الموارد). و رجوع به مغارة شود.



کلمات دیگر: