کلمه جو
صفحه اصلی

اسلال

لغت نامه دهخدا

اسلال. [ اِ ] ( ع مص ) بیمار سل گردانیدن. ( منتهی الارب ). به بیماری سل مبتلا کردن. || دزدی. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). دزدیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || سرقت خفیة . || خیانت. ( منتهی الارب ). || رشوت دادن. ( تاج المصادر بیهقی ). رشوة. ( مهذب الاسماء ). پاره دادن. || غارت آشکار.

اسلال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ سَلّة.

اسلال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ سَلّة.


اسلال . [ اِ ] (ع مص ) بیمار سل گردانیدن . (منتهی الارب ). به بیماری سل مبتلا کردن . || دزدی . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). دزدیدن . (تاج المصادر بیهقی ). || سرقت خفیة . || خیانت . (منتهی الارب ). || رشوت دادن . (تاج المصادر بیهقی ). رشوة. (مهذب الاسماء). پاره دادن . || غارت آشکار.



کلمات دیگر: