بمعنی بوک است و مرادف مگر بمعنی بود که و باشد که و بعربی عسی و لعل گویند
بوک و مگر
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بوک و مگر. [ ک ُ م َ گ َ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) بمعنی بوک است و مرادف مگر، بمعنی بود که و باشد که و بعربی عسی و لعل گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) :
چنگ در شاخ هر مهی می زن
تو چه دانی زبخت بوک و مگر.
مرا خدای نداده ست زندگانی نوح.
خود محنت ما جمله ز بوک و مگر آمد.
که تو بس مفلسی و چرخ فلک پاک بر است.
چنگ در شاخ هر مهی می زن
تو چه دانی زبخت بوک و مگر.
سنایی.
به یاد بوک ومگر چند سال بردارم مرا خدای نداده ست زندگانی نوح.
انوری.
بر بوک و مگر عمر گرامی مگذاریدخود محنت ما جمله ز بوک و مگر آمد.
انوری.
چند بر بوک و مگر مهره فروگردانی که تو بس مفلسی و چرخ فلک پاک بر است.
عطار.
رجوع به بوک شود.کلمات دیگر: