قحطی زده . پر خوار . شکم پاره .
( صفت ) خداوند خشکسالی قحط زده قحطی کشیده : (( نان و آش آن هر هفت بز خورد آن بوقحط عوج ابن غز . ) ) ( مثنوی )
( صفت ) خداوند خشکسالی قحط زده قحطی کشیده : (( نان و آش آن هر هفت بز خورد آن بوقحط عوج ابن غز . ) ) ( مثنوی )