کلمه جو
صفحه اصلی

بوند

فرهنگ فارسی

مردم صاحب نخوت . مردم صاحب نخوت و تکبر و مردم مغرور و خودبین .

لغت نامه دهخدا

بوند. [ ب ُ وُ ] ( اِ ) نرمی و ملایمت و مسالمت و حلم. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). آهستگی. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( رشیدی ) ( انجمن آرا ).

بوند. [ ب ُ وَ / وِ ] ( ص ، اِ ) مرد آهسته. || مرد صاحب نخوت و هستی را گویند. ( برهان ). مردم صاحب نخوت و تکبر و مردم مغرور و خودبین.( ناظم الاطباء ). || درختی را گویند که هرگزبار و ثمر نیاورد. ( آنندراج ). رجوع به بُوَه شود.

بوند. [ ب ُ وَ / وِ ] (ص ، اِ) مرد آهسته . || مرد صاحب نخوت و هستی را گویند. (برهان ). مردم صاحب نخوت و تکبر و مردم مغرور و خودبین .(ناظم الاطباء). || درختی را گویند که هرگزبار و ثمر نیاورد. (آنندراج ). رجوع به بُوَه شود.


بوند. [ ب ُ وُ ] (اِ) نرمی و ملایمت و مسالمت و حلم . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ). آهستگی . (برهان ) (جهانگیری ) (رشیدی ) (انجمن آرا).



کلمات دیگر: