کلمه جو
صفحه اصلی

مشتبهه

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مشتبه جمع : مشتبهات یا دایر. مشتبهه . دایرهایست مشتمل بر چهار بحر منسرح و مضارع ومجتث و مقتضب : و بسبب آنکه بعضی از افاعیل این بحور مشابه بعضی سات در وزن و مخالف در ترکیب نام دایر. آن دایر. مشتبه کردند .
ملتبس پوشیده

لغت نامه دهخدا

( مشتبهة ) مشتبهة.[ م ُ ت َ ب ِ هََ ] ( ع ص ) ملتبس. پوشیده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کارهای مشکل و ماننده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

مشتبهة.[ م ُ ت َ ب ِ هََ ] (ع ص ) ملتبس . پوشیده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کارهای مشکل و ماننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: