کلمه جو
صفحه اصلی

اسقلینس

لغت نامه دهخدا

اسقلینس. [ اَ ق َ ن ُ / اِ ق َ ن ُ ] ( اِخ ) نام حکیمی است یونانی. ( برهان ). و آن مصحف اسقلبیوس است. رجوع به اسقلبیوس شود.

اسقلینس. [ اَ ق َ ن ُ / اِ ق َ ن ُ ] ( معرب ، اِ ) نام دوائی که آنرا بشیرازی زنگی دارو گویند و آن بیخ کبر رومی است و آنرا اسقولوفندریون هم خوانند و بعربی حشیشةالطحال گویند. گرم و خشک است در اول و دوم. ( برهان ). اسقلینس ، اسقولوفندریون است. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( فهرست مخزن الادویة ). کف النسر. حشیشه دودیة. حشیشةالطحال. عقربان. چترک. حشیش الادویة. زنگی دارو. بیخ کبر. کبر رومی. سقلینون .

اسقلینس . [ اَ ق َ ن ُ / اِ ق َ ن ُ ] (اِخ ) نام حکیمی است یونانی . (برهان ). و آن مصحف اسقلبیوس است . رجوع به اسقلبیوس شود.


اسقلینس . [ اَ ق َ ن ُ / اِ ق َ ن ُ ] (معرب ، اِ) نام دوائی که آنرا بشیرازی زنگی دارو گویند و آن بیخ کبر رومی است و آنرا اسقولوفندریون هم خوانند و بعربی حشیشةالطحال گویند. گرم و خشک است در اول و دوم . (برهان ). اسقلینس ، اسقولوفندریون است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویة). کف النسر. حشیشه ٔ دودیة. حشیشةالطحال . عقربان . چترک . حشیش الادویة. زنگی دارو. بیخ کبر. کبر رومی . سقلینون .



کلمات دیگر: