کلمه جو
صفحه اصلی

خزبی

لغت نامه دهخدا

خزبی. [ خ َ با ] ( ع اِ ) خرفی ، دانه خلر معرب خزبی است. ( منتهی الارب ).

خزبی. [ خ َ با ] ( اِخ ) منزلی بوده مر بنی سلمه را بین مسجد ذوقبلتین تا مذاد اغیرها النبی صلی اﷲ علیه و آله و سلم و سماها صالحا تفاؤلا بالخزب. ( منتهی الارب ).

خزبی . [ خ َ با ] (اِخ ) منزلی بوده مر بنی سلمه را بین مسجد ذوقبلتین تا مذاد اغیرها النبی صلی اﷲ علیه و آله و سلم و سماها صالحا تفاؤلا بالخزب . (منتهی الارب ).


خزبی . [ خ َ با ] (ع اِ) خرفی ، دانه ٔ خلر معرب خزبی است . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: