کلمه جو
صفحه اصلی

خریطی

لغت نامه دهخدا

خریطی. [ خ ُ رْ رَی ْ طا ] ( ع اِ ) ستیزه در گریه. سختی گریه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || پیه که از بیخ گیاه لخ برآرند. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ).

خریطی. [ خ َطی ی ] ( ع ص نسبی ) خریطه ساز. ( ناظم الاطباء ).

خریطی . [ خ َطی ی ] (ع ص نسبی ) خریطه ساز. (ناظم الاطباء).


خریطی . [ خ ُ رْ رَی ْ طا ] (ع اِ) ستیزه در گریه . سختی گریه . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || پیه که از بیخ گیاه لخ برآرند. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).



کلمات دیگر: