کلمه جو
صفحه اصلی

اشارت کردن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - نمودن بسوی چیزی بدست و ابرو و جز آن . ۲ - فرمودن کسی را فرمان دادن . ۳ - با حرکتی دست و چشم و ابرو مطلبی را القا کردن برمز نمودن . ۴ - تقریر کردن بیان کردن . ۵ - شور کردن مشورت کردن . ۶ - نصیحت کردن اندرز دادن .

پیشنهاد کاربران

اشاره کردن به کسی یا چیزی


کلمات دیگر: