کلمه جو
صفحه اصلی

دوشانلو

لغت نامه دهخدا

دوشانلو. [ دُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مشگین بخش مرکزی شهرستان خیاو. 279 تن سکنه. آب آن از دوشانلوچای تأمین می شود. راه ، شوسه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

دانشنامه عمومی

روستای دوشانلو (سلمان کندی) یکی از روستاهای مشگین شهر تابع شهر تازه تأسیس قصابه و دهستان شعبان می باشد که در کنارجادهٔ مشکین شهر-تبریز (بیست کیلومتری مشکین شهر) قرار دارد که مجاور رود دوشانلو چایی می باشد که امروزه به دلیل خشکسالی آب اندکی در بستر آن جاری است. این روستا مجاور روستاهای آتشگاه روستای آقجه لو و علمدار (آلامبار) و روستای ینگجه می باشد. روستای مورد نظر در قدیم زیر نظر بیگ های گیگلو اداره میشده و دشت های اطراف آن نیز اوتراق ییلاقی طایفهٔ مزبور بوده است.
این روستا دارای تابستان های گرم و زمستان های تقریباً سرد می باشد. آب آشامیدنی آن ازچشمه ای که در کنار رود دوشانلو چای قرار دارد تأمین می شود که امروزه با لوله کشی آب استفاده از آب اشامیدنی برای مردم آسان تر شده اشت و آب کشاورزی ان در قدیم همانگونه که در لغت نامه ی دهخدا ذکر شده است از دوشانلو چایی تأمین می شده که البته امروزه کشاورزی این روستا وابسته به سد خاکی کنار روستا است.
نام این روستا در زبان مردمان خود روستا دوشانلی نامیده می شود که از دو لغت ترکی دوشان به معنی خرگوش و پسوند لی که به معنی دارا (پسوند مالکیت) تشکیل شده است و معنی مکان دارای خرگوش را می دهد که وفور خرگوش در این منطقه از نژادهای مختلف وجه تسمیه ی نام را روشن می کند. البته قبل ترها این مکان داوشانلو به معنی کوه دارای کندوی زنبور نیز خوانده می شده است والبته عشایر اینجا را با نام داوشانلی می شناسند.
این روستا با آنکه دارای مکا ن های باستانی از جمله تپهٔ پیر (قبرستان آن) و تپهٔ اوزون تپه می باشد لکن خود دارای قدمت زیادی نیست پس از فتح گنجه توسط روس های تزاری بدستور عباس میرزا توسط یکی از خان های اردویش اکثر عشایر ترک گنجه (جمهوری اذربایجان)(از جمله طوایف ترکمن قاجارلوی گنجه؛شمس الدین لو و قزاق لوو..) را به جنوب ارس مهاجرت داد که بسیاری از مهاجران پس از مهاجرت به دلیل عدم وجود ییلاق و قشلاق برای طوایف خود در مسیر برای سکونت روستاهایی ایجاد کردند روستای مزبور نیز توسط مهاجران یکی از طوایف ترک مزبور تشکیل شده است. که بنا به گفتهٔ مردم روستا پنج برادر (که جد طایفه بش دلی می باشند) که (از عشایر ترک گنجه بوده اند) به دلیل بیماری پدرشان در منطقه مجبور به اتراق و چادر زدن می شوند و پس از فوت پدرشان و دفن وی درمنطقه تمایلی به ادامهٔ مهاجرت نمی کنند و روستای مزبور را ایجاد می کنند.


کلمات دیگر: