گیاه دولت .
دولت گیا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دولت گیا. [ دَ / دُو ل َ ] ( اِ مرکب ) گیاه دولت. ( شرفنامه منیری ). گیاهی که به زعم قدما اگر کسی آن را به دست بیاورد به دولت و ثروت و خوشبختی رسد. ( از شعوری ج 1 ورق 406 ) :
چون در ریاض خدمت تو نزهتی کنم
اول قدم ز راه به دولت گیا رسم.
چون در ریاض خدمت تو نزهتی کنم
اول قدم ز راه به دولت گیا رسم.
سپاهانی ( از شرفنامه ).
کلمات دیگر: