کلمه جو
صفحه اصلی

دوقره

لغت نامه دهخدا

دوقرة. [ دُ رَ ] (اِخ ) شهری بوده در نزدیکی واسط پس از آبادی این یکی (یعنی واسط)آن یکی (یعنی دوقره ) خراب شد. (از معجم البلدان ).


دوقرة. [ دَ ق َ رَ ] (ع اِ) آن جای در میان کوهها که گیاه نداشته باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زمین بی نبات . (از مهذب الاسماء).


( دوقرة ) دوقرة. [ دَ ق َ رَ ] ( ع اِ ) آن جای در میان کوهها که گیاه نداشته باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). زمین بی نبات. ( از مهذب الاسماء ).

دوقرة. [ دُ رَ ] ( اِخ ) شهری بوده در نزدیکی واسط پس از آبادی این یکی ( یعنی واسط )آن یکی ( یعنی دوقره ) خراب شد. ( از معجم البلدان ).


کلمات دیگر: