تکیه کردن اعتماد کردن وثوق و اطمینان داشتن .
اعتماد بستن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اعتماد بستن. [ اِ ت ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) تکیه کردن. اعتماد کردن. وثوق و اطمینان داشتن :
جهان بر آب نهاده ست و زندگی بر باد
بر آب و باد کجا اعتماد کس بستست.
جهان بر آب نهاده ست و زندگی بر باد
بر آب و باد کجا اعتماد کس بستست.
سعدی.
کلمات دیگر: