اعتمید. [ اِ ت ِ ] ( از ع ، مص ) تکیه کردن بر پشت و وثوق و اطمینان. ( ناظم الاطباء ). همان اعتماد است که در فارسی الف ممال به یا شده است :
گذشت آن کز آن چرخ با اعتمید
چو شب دور باشی ز روز سفید.
شتابد سویم چون بمقصد امید.
گذشت آن کز آن چرخ با اعتمید
چو شب دور باشی ز روز سفید.
اثیر اخسیکتی.
که دایم چو دارای با اعتمیدشتابد سویم چون بمقصد امید.
اثیر اخسیکتی.