کلمه جو
صفحه اصلی

اکرار

لغت نامه دهخدا

اکرار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ کُرّ، به معنی مندیل و... ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به کر شود. || ج ِ کَرّ، به معنی رسن پالان و... ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). رجوع به کر شود.

اکرار. [ اِ ] ( اِ ) نوع کبیر صامریوما است. ( تحفه حکیم مؤمن ). صامریوما. آفتاب گردان. طورنة شوالی. ( یادداشت مؤلف ). صامریوما. ( تذکره داود ضریر انطاکی ص 57 ). و رجوع به صامریوما شود.

اکرار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ کُرّ، به معنی مندیل و... (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). و رجوع به کر شود. || ج ِ کَرّ، به معنی رسن پالان و... (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). رجوع به کر شود.


اکرار. [ اِ ] (اِ) نوع کبیر صامریوما است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). صامریوما. آفتاب گردان . طورنة شوالی . (یادداشت مؤلف ). صامریوما. (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ص 57). و رجوع به صامریوما شود.


دانشنامه عمومی

اکرار (به لاتین: Akrar) یک منطقهٔ مسکونی در جزایر فارو است که در جزایر فارو واقع شده است.
فهرست شهرهای جزایر فارو
اکرار ۲۱ نفر جمعیت دارد.

پیشنهاد کاربران

به معنی کرورها نیز میباشد.
در کتاب خصایص الحسینیه از شیخ جعفر شوشتری ره در جمله زیر:
وقد أسرفت فی إتلاف أکرار من البذر، فلا تُضع الحفنة الباقیة من البذر.


کلمات دیگر: