کلمه جو
صفحه اصلی

مقایظه

فرهنگ فارسی

تابستانه دادن کسی را مانند مشاهره از شهر .

لغت نامه دهخدا

( مقایظة ) مقایظة. [ م ُ ی َ ظَ ] ( ع مص ) تابستانه دادن کسی را مانند مشاهرة از شهر. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). قایظه مقایظة و قیاظاً و قیوظاً؛ او را برای تابستان مزدور گرفت. ( از اقرب الموارد ).

مقایظة. [ م ُ ی َ ظَ ] (ع مص ) تابستانه دادن کسی را مانند مشاهرة از شهر. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). قایظه مقایظة و قیاظاً و قیوظاً؛ او را برای تابستان مزدور گرفت . (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: