کلمه جو
صفحه اصلی

مقأب

فرهنگ فارسی

مرد بسیار آب آشامنده زن گول

لغت نامه دهخدا

مقأب. [ م ِ ءَ ] ( ع ص ) مرد بسیار آب خوار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): رجل مقأب ؛ مردی که بسیار آب خورد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).


کلمات دیگر: