کلمه جو
صفحه اصلی

مغروق

فارسی به انگلیسی

drowned, immersed, sunken

sunken


فرهنگ فارسی

( اسم ) فرو رفته در آب غرق شده : [ مرد مغروق ] [ کشتی مغروق ] جمع : مغروقین ( برای کسان ) .

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) غرق شده .

لغت نامه دهخدا

مغروق. [ م َ ] ( ص ) غوطه ورشده در آب. فرورفته در آب. ( از ناظم الاطباء ). غرق شدن. غرقه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). این کلمه ظاهراً برساخته فارسیان است و در عربی غریق باید گفت.

پیشنهاد کاربران

آب افتاده


کلمات دیگر: