لاغر کننده مقابل مسمن : فربه کننده
مهزل
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مهزل. [ م ُ زِ ] ( ع ص )لاغرکننده. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اهزال شود.
مهزل. [ م ُ هََ زْ زِ ] ( ع ص ) لاغرکننده ، مقابل مُسَمِّن. فربه کننده. ج ، مهزلات. ( یادداشت مؤلف ) و رجوع به تهزیل شود.
مهزل. [ م ُ هََ زْ زِ ] ( ع ص ) لاغرکننده ، مقابل مُسَمِّن. فربه کننده. ج ، مهزلات. ( یادداشت مؤلف ) و رجوع به تهزیل شود.
مهزل . [ م ُ زِ ] (ع ص )لاغرکننده . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به اهزال شود.
مهزل . [ م ُ هََ زْ زِ ] (ع ص ) لاغرکننده ، مقابل مُسَمِّن . فربه کننده . ج ، مهزلات . (یادداشت مؤلف ) و رجوع به تهزیل شود.
کلمات دیگر: