زنی از قبایل عرب و بسیار شوهر دوست بود و هر چند وقت شوهری تازه می خواسته است .
ام خارجه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ام خارجه . [اُم ْ م ِ رِ ج َ ] (اِخ ) زنی از قبایل عرب و بسیار شوهردوست بوده و هرچند وقت شوهری تازه می خواسته است .
- امثال :
اسرع من نکاح ام خارجة . (از المرصع و نفایس الفنون ، علم امثال ).
ام خارجه. [ اُم ْ م ِ رِ ج َ ] ( اِخ ) زن زیدبن ثابت از صحابیات بود. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 228 شود.
ام خارجه. [اُم ْ م ِ رِ ج َ ] ( اِخ ) زنی از قبایل عرب و بسیار شوهردوست بوده و هرچند وقت شوهری تازه می خواسته است.
- امثال :
اسرع من نکاح ام خارجة. ( از المرصع و نفایس الفنون ، علم امثال ).
ام خارجه. [اُم ْ م ِ رِ ج َ ] ( اِخ ) زنی از قبایل عرب و بسیار شوهردوست بوده و هرچند وقت شوهری تازه می خواسته است.
- امثال :
اسرع من نکاح ام خارجة. ( از المرصع و نفایس الفنون ، علم امثال ).
ام خارجه . [ اُم ْ م ِ رِ ج َ ] (اِخ ) زن زیدبن ثابت از صحابیات بود. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 228 شود.
کلمات دیگر: