کلمه جو
صفحه اصلی

ام الکرام

لغت نامه دهخدا

ام الکرام. [ اُم ْ مُل ْ ک ِ ] ( اِخ ) از دختران علی بن ابی طالب بود. ( از تاریخ گزیده چ لندن ص 199 ) ( ریحانة الادب ج 6 ص 232 ) ( قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1037 ).

ام الکرام. [ اُم ْ مُل ْ ک ِ ] ( اِخ ) دختر معتصم بن حماد صاحب و حکمران شهر مریه از شهرهای اندلس بوده واز عروض و فنون شعری آگاهی داشته است. وقایعی که بین او و ادیبان معاصرش اتفاق افتاده مشهور است. ( از ریحانة الادب ج 6 ص 232 ) ( قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1307 ).

ام الکرام. [ اُم ْ مُل ْ ک ِ ] ( اِخ ) زن ابن حجر عسقلانی و از زنان محدث بوده است. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1037 ) ( ریحانة الادب ج 6 ص 232 ).

ام الکرام . [ اُم ْ مُل ْ ک ِ ] (اِخ ) از دختران علی بن ابی طالب بود. (از تاریخ گزیده چ لندن ص 199) (ریحانة الادب ج 6 ص 232) (قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1037).


ام الکرام . [ اُم ْ مُل ْ ک ِ ] (اِخ ) دختر معتصم بن حماد صاحب و حکمران شهر مریه از شهرهای اندلس بوده واز عروض و فنون شعری آگاهی داشته است . وقایعی که بین او و ادیبان معاصرش اتفاق افتاده مشهور است . (از ریحانة الادب ج 6 ص 232) (قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1307).


ام الکرام . [ اُم ْ مُل ْ ک ِ ] (اِخ ) زن ابن حجر عسقلانی و از زنان محدث بوده است . (از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1037) (ریحانة الادب ج 6 ص 232).



کلمات دیگر: