کلمه جو
صفحه اصلی

اوانک

لغت نامه دهخدا

اوانک . [ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان الموت بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین دارای 559 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و مکاری گری است . بیشتر سکنه ٔ آن زمستانها برای تأمین معاش به تنکابن میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).


اوانک . [ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان وسط بخش طالقان شهرستان تهران دارای 357 تن سکنه . مقبره ٔ شعیب ابن صالح از مشایخ معروف در این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).


اوانک. [ ] ( اِخ ) دهی است جزو دهستان الموت بخش معلم کلایه شهرستان قزوین دارای 559 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و مکاری گری است. بیشتر سکنه آن زمستانها برای تأمین معاش به تنکابن میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

اوانک. [ ] ( اِخ ) دهی است جزو دهستان وسط بخش طالقان شهرستان تهران دارای 357 تن سکنه. مقبره شعیب ابن صالح از مشایخ معروف در این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

دانشنامه عمومی

اوانک ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اوانک (طالقان)
اوانک (قزوین)


کلمات دیگر: