سیاه گیسوی که موی و گیسوی تابدارش چون مشک به رنگ و به بوی باشد .
مشکین جعد
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مشکین جعد.[ م ُ / م ِ ج َ ] ( ص مرکب ) سیاه گیسوی. که موی و گیسوی تابدارش چون مشک به رنگ و به بوی باشد :
چو مشکین جعد شب را شانه کردند
چراغ روز را دیوانه کردند.
چو مشکین جعد شب را شانه کردند
چراغ روز را دیوانه کردند.
نظامی.
کلمات دیگر: