جمع مشک فروش یعنی فروشنده مشک
مشک فروشان
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مشک فروشان. [ م ُ / م ِ ف ُ] ( اِ مرکب ) معروف است. ( برهان ) ( آنندراج ). ج ِ مشک فروش ، یعنی فروشنده مشک. ( حاشیه برهان چ معین ). ج ِ مشک فروش. ( ناظم الاطباء ). فروشندگان مشک :
ناف شب از مشک فروشان اوست
ماه نو از حلقه به گوشان اوست.
|| کنایه از خوش خویان است. ( انجمن آرا ) ( مجموعه ٔمترادفات ص 151 ). کنایه از مردم خلیق و مهربان و خوشخوی. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
ناف شب از مشک فروشان اوست
ماه نو از حلقه به گوشان اوست.
نظامی ( گنجینه گنجوی چ وحید چ 2 ص 354 ).
و رجوع به ماده قبل شود.|| کنایه از خوش خویان است. ( انجمن آرا ) ( مجموعه ٔمترادفات ص 151 ). کنایه از مردم خلیق و مهربان و خوشخوی. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
کلمات دیگر: