که زلفش چون مشک باشد به رنگ و به بوی
مشکین زلف
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مشکین زلف. [ م ُ / م ِ زُ ] ( ص مرکب )که زلفش چون مشک باشد به رنگ و به بوی :
نگار لاله رخانی و ماه مشکین زلف
بلای لعبت چینی و حور سیم بری.
نگار لاله رخانی و ماه مشکین زلف
بلای لعبت چینی و حور سیم بری.
سوزنی.
و رجوع به مشک و مشکین و ترکیبهای آن دو شود.کلمات دیگر: