کلمه جو
صفحه اصلی

تیفاق

لغت نامه دهخدا

تیفاق. [ تی / ت َ ] ( ع اِ ) مقابل و روبرو: تیفاق الکعبة؛ یعنی بیت المعمور که در آسمان است. مقابل و محاذی خانه کعبه است. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

تیفاق. ( ع اِ ) هنگام حدوث یا هنگام برآمدن. ( از اقرب الموارد ): اتیتک لتیفاق الامر؛ آمدم ترا وقت سازواری کار. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ): و لقیته لتیفاق الهلال ؛ ملاقات کردم او را هنگام برآمدن ماه. ( ناظم الاطباء ).

تیفاق . (ع اِ) هنگام حدوث یا هنگام برآمدن . (از اقرب الموارد): اتیتک لتیفاق الامر؛ آمدم ترا وقت سازواری کار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ): و لقیته لتیفاق الهلال ؛ ملاقات کردم او را هنگام برآمدن ماه . (ناظم الاطباء).


تیفاق . [ تی / ت َ ] (ع اِ) مقابل و روبرو: تیفاق الکعبة؛ یعنی بیت المعمور که در آسمان است . مقابل و محاذی خانه ٔ کعبه است . (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: