کلمه جو
صفحه اصلی

مکرشه

فرهنگ فارسی

نوعی از خوردنی از گوشت و پیه در پاره گرد بریده شکنبه شتر ترتیب دهند . طعامی که از گوشت و پیه در قطعه های گرد کرده شکنبه شتر داخل کرده ترتیب دهند .

لغت نامه دهخدا

مکرشة. [ م ُ ک َرْ رَ ش َ ] (ع اِ) نوعی از خوردنی که از گوشت و پیه در پاره ٔ گرد بریده ٔ شکنبه ٔ شتر ترتیب دهند. (از اقرب الموارد).


مکرشة. [ م ُ ک َرْ رِ ش َ ] (ع اِ) بدره ٔ خربزه . (منتهی الارب ) (فرهنگ جانسون ). یک برش خربزه . (ناظم الاطباء). ماتعقف بزره من انواع البطیخ . (تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (محیطالمحیط).


( مکرشة ) مکرشة. [ م ُ ک َرْ رِ ش َ ] ( ع اِ ) بدره خربزه. ( منتهی الارب ) ( فرهنگ جانسون ). یک برش خربزه. ( ناظم الاطباء ). ماتعقف بزره من انواع البطیخ. ( تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) ( محیطالمحیط ).

مکرشة. [ م ُ ک َرْ رَ ش َ ] ( ع اِ ) نوعی از خوردنی که از گوشت و پیه در پاره گرد بریده شکنبه شتر ترتیب دهند. ( از اقرب الموارد ).


کلمات دیگر: