one whose presence must has undertaken to do so
مکفول
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
مقابل کفیل . کسی که در عقد کفالت احضار او طرف کفیل در مقابل مکفول له تعهد شده است . اگر کفیل تعهد کند که در صورت عدم احضار وجهی یا مالی بدهد آن وجه یا مال را وجه الکفاله یا مال الکفاله گویند .
لغت نامه دهخدا
مکفول. [ م َ ] ( ع ص ) مقابل کفیل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کسی که در عقد کفالت احضار او از طرف کفیل در مقابل مکفول له تعهد شده است. اگر کفیل تعهد کند که در صورت عدم احضار وجهی یا مالی بدهد آن وجه یا مال را وجه الکفاله یا مال الکفاله گویند. ( ازترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ) : اذامات المکفول بری الکفیل و کذا لو جاء المکفول وسلم نفسه. ( شرایع از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- مکفول عنه ؛ اصطلاح تفصیلی مکفول است. ( ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ).
- مکفول له ؛ آنکه در مقابل او احضار مکفول از طرف کفیل تعهد شده است. ( ترمینولوژی ایضاً ).
- مکفول عنه ؛ اصطلاح تفصیلی مکفول است. ( ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ).
- مکفول له ؛ آنکه در مقابل او احضار مکفول از طرف کفیل تعهد شده است. ( ترمینولوژی ایضاً ).
کلمات دیگر: