ابوعلی محتاج یا ابوعلی چغانی بزرگ ترین امیر سلسله آل محتاج بود. وی در چغانیان زاده شد (ابن حوقل، ۳۹۴) و در کنار پدر رشد یافت. نخستین بار در ۳۱۷ق/۹۲۹م از او به عنوان امیر چغانیان یاد شده است. در همین سال بود که پدرش محمد ابن مظفر از سوی نصربن احمد حکومت بلخ و طخارستان یافت و امارت آن دو شهر را به وی بازنهاد. سال بعد وقتی جعفر بن ابی داوود امیر خُتل بر سامانیان شورید، ابوعلی احمد به مقابله رفت و او را دستگیر کرد و به بخارا فرستاد (ابن اثیر، ۸/۲۲۲).
ابن اثیر، عزالدین، الکامل، بیروت، ۱۴۰۲ق، ۸/فهرست؛
ابن حوقل، ابوالقاسم محمد، صوره الارض، بیروت، دارمکتبه الحیاه؛
ابوعلی مسکویه، احمدبن محمد، تجارب الامم، به کوشش آمدروز، مصر، ۱۹۱۵م، ۲/۱۰۲–۱۱۳؛
اسدی طوسی، علی بن احمد، لغت فرس، به کوشش عباس اقبال، ۱۳۱۹ش؛
بارتولد، و. ترکستان نامه، ترجمه کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۲ش، ۱/۵۲۸؛
بهار، محمدتقی، قصیده لبیبی، آینده، س ۳، شم ۲، مهر ۱۳۲۳ش؛
بیهقی، ابوالفضل محمد، تاریخ، به کوشش قاسم غنی و علی اکبر فیاض، تهران، ۱۳۶۲ش؛
ثعالبی، ابومنصور، یتیمه الدهر، بیروت، دارالفکر؛
حدودالعالم، به کوشش ولادیمیر مینورسکی، لندن، ۱۹۳۷م؛
خدیوجم، حسین، کتاب جوامع العلوم، نامه مینوی، به کوشش حبیب یغمایی و ایرج افشار، تهران، ۱۳۵۰ش؛
رادویانی، محمدبن عمر، ترجمان البلاغه، به کوشش احمد آتش، استانبول، ۱۹۴۹م؛
عتبی، ابونصر محمد، تاریخ یمینی، ترجمه جرفادقانی، به کوشش جعفر شعار، تهران، ۱۳۴۵ش؛
عوفی، محمد، لباب الالباب، به کوشش ادوارد براون، لیدن، ۱۹۰۳؛
فرای، ر.نِ. سامانیان، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، ترجمه حسن انوشه، تهران، ۱۳۶۳ش، ۴/۱۵۳؛
قزوینی، محمد، تعلیقات بر چهارمقاله نظامی عروضی، لیدن ۱۹۰۹؛
گردیزی، عبدالحی بن ضحاک، زین الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش؛
لسترنج، گ. سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، تهران، ۱۳۶۴ش؛
مرعشی، ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، به کوشش عباس شایان، تهران، ۱۳۳۳ش؛
معین، محمد، تعلیقات بر چهارمقاله نظامی عروضی، تهران، ۱۳۳۳ش؛
میرخواند، محمد ابن خواند شاه، روضه الصفا، تهران ۱۳۳۹ش؛
نظامی عروضی، احمد، چهار مقاله، به کوشش محمد قزوینی و محمد معین، تهران، ۱۳۳۳ش؛
نفیسی، سعید، محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی، تهران، ۱۳۳۶ش؛
یاقوت، معجم الادباء، بیروت، ۱۴۰۰ق؛
همو، معجم البلدان، به کوشش فردیناند ووستنفلد، لایپزیک، ۱۸۶۶–۱۸۷۰م؛
در ۳۲۲ق/۹۳۴م شعبده بازی در چغانیان ادعای پیامبری کرد و خلقی بسیار گرد او را گرفتند. ابوعلی محتاج سپاهی به سرکوب او فرستاد و آن ها شعبده باز را گرفتند و سر بریدند و بسیاری از پیروانش را کشتند (همو، ۸/۲۸۹، ۲۹۰). ابوعلی همچنان در چغانیان بود تا در ۳۲۷ق/۹۳۹م پس از عزل پدرش از سوی نصر بن احمد سامانی، امارت و سپهسالاری خراسان را در دست گرفت، اما ابوعلی مسکویه (۱/۲۷۶) در وقایع سال ۳۲۱ق/۹۳۳م از ابوعلی به عنوان سپهسالار خراسان نام برده است و ریچارد فرای (۴/۱۳۰) او را در حدود ۳۱۸ق/۹۳۰م والی خراسان دانسته است، اما هیچ یک از این دو با منابع و قراین تاریخی سازگار نیست و او در آن ایام فقط امارت چغانیان را داشته است. در ۳۲۸ق/۹۴۰م که ماکان کاکی در گرگان بر سامانیان شورید، ابوعلی به آن سوی تاخت و ماکان را در محاصره گرفت. بسیاری از مردان ماکان به ابوعلی پیوستند و ماکان از وشمگیر مدد خواست. وشمگیر سردار خود شیرج بن نعمان را گسیل داشت (مرعشی، ۱۲۵) و این یکی در صلح کوشید. ماکان با استفاده از فرصت به طبرستان گریخت و ابوعلی بر گرگان چیره شد و ابراهیم بن سیمجور را به امارت آنجا گماشت. سپس در محرم ۳۲۹ق/اکتبر ۹۴۰م در پاسخ به درخواست رکن الدوله دیلمی و عمادالدوله دیلمی که او را ضد وشمگیر و ماکان وعده مساعدت داده بودند تا ری را تسخیر کند و به آل بویه واگذارد (ابن اثیر، ۸/۳۵۹، ۳۶۱، ۳۶۹). گرگان را به سوی ری ترک گفت. وشمگیر از ماکان یاری خواست و او از طبرستان به ری آمد. در نبردی که میان ابوعلی و ماکان و وشمگیر درگرفت، ماکان کشته شد و وشمگیر به طبرستان گریخت و ابوعلی بر ری چیره گشت (ابوعلی مسکویه، ۲/۴–۵) و پسر ماکان را با ۹۰۰ مرد دیلمی اسیر کرد و به بخارا فرستاد (گردیزی، ۳۳۸).
سال بعد از ری سپاه به بلاد جبل فرستاد و بر قم و کرج و قزوین و ابهر و زنجان و همدان و نهاوند و دینور تا حدود حلوان چیره شد (۳۳۰ق/۹۴۱م) و همه این نواحی را پیوستِ قلمرو سامانیان کرد (ابن اثیر، ۸/۳۸۸). در همان سال ابوعلی به یاری حسن بن فیروزان امیر ساری که از مقابل وشمگیر گریخته و از وی مدد خواسته بود، بر وشمگیر تاخت و او را به محاصره گرفت، اما صلح شد و مقرر گشت که وشمگیر به فرمان امیر سامانی گردن نهد. ابوعلی سال بعد به گرگان رفت (گردیزی، ۳۳۸) و چون خبر مرگ نصربن احمد سامانی را دریافت، به خراسان بازگشت (ابن اثیر، ۹/۳۸۹). به روایت دیگر، ابوعلی در هنگام محاصره وشمگیر، از درگذشت خداوندگار خود آگاه شد و به آشتی گردن نهاد (ابوعلی مسکویه، ۲/۷؛ مرعشی، ۱۷۲). حسن بن فیروزان که امیدوار بود ابوعلی پس از پیروزی بر وشمگیر، قلمرو او را به وی دهد، از آشتی میان آن دو سخت بی تاب شد و در میان راه گرگان به خراسان بر ابوعلی تاخت و حاجب او را کشت، ولی سرانجام به گرگان بازگشت و بر آنجا چیره شد (ابوعلی مسکویه، ۲/۷، ۸).
پس از آنکه ابوعلی به خراسان بازگشت، رکن الدوله دیلمی که رقیبی در برابر خود نمی دید، بر ری چیره شد. اما این معنی بر نوح بن نصر سامان گران افتاد و او در ۳۳۳ق/۹۴۴م ابوعلی را به فتح ری فرستاد. در راه گروهی از سپاهیانش به سرکردگی منصور بن قراتکین از امرای نوح واپس کشیدند، ولی ابوعلی به پیشروی ادامه داد و چون کردان هم به او خیانت کردند، از رکن الدوله شکست خورد و به نیشابور بازگشت (ابن اثیر، ۸/۴۴۳). اما نوح دست از پیکار بازنداشت و در همان سال ابوعلی را باز به ری فرستاد. رکن الدوله بیمناک شد و گریخت. همزمان با تسخیر بغداد به دست معزالدوله دیلمی، ابوعلی محتاج بر سراسر ایران مرکزی چیره شد. با اینهمه، برخلاف انتظار پاداشی که از امیر سامانی چشم می داشت، از امارت خراسان عزل شد و ابراهیم سیمجور به جای او نشست (ابن اثیر، ۸/۴۴۴). سبب این امر آن بود که چون ابوعلی به ری تاخت، رکن الدوله از عمادالدوله یاری خواست و این یکی نیرنگی در چید و نامه به نوح فرستاد که وی هر سال ۰۰۰‘۱۰۰ دینار بیش از آنچه ابوعلی از درآمد ری خواهد پرداخت، به نوح می پردازد، بدان شرط که وی دست از حمایت ابوعلی بردارد. از آن سوی نیز ابوعلی را از نیرنگ نوح برحذر داشت و نوح نیز به صلاحدید امرای مخالف ابوعلی در خراسان، نه تنها پیشنهاد عمادالدوله دیلمی را پذیرفت بلکه افراد آل محتاج را در بند کرد و برخی را کشت (ابوعلی مسکویه، ۲/۱۰۰، ۱۰۱).
ابن اثیر، عزالدین، الکامل، بیروت، ۱۴۰۲ق، ۸/فهرست؛
ابن حوقل، ابوالقاسم محمد، صوره الارض، بیروت، دارمکتبه الحیاه؛
ابوعلی مسکویه، احمدبن محمد، تجارب الامم، به کوشش آمدروز، مصر، ۱۹۱۵م، ۲/۱۰۲–۱۱۳؛
اسدی طوسی، علی بن احمد، لغت فرس، به کوشش عباس اقبال، ۱۳۱۹ش؛
بارتولد، و. ترکستان نامه، ترجمه کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۲ش، ۱/۵۲۸؛
بهار، محمدتقی، قصیده لبیبی، آینده، س ۳، شم ۲، مهر ۱۳۲۳ش؛
بیهقی، ابوالفضل محمد، تاریخ، به کوشش قاسم غنی و علی اکبر فیاض، تهران، ۱۳۶۲ش؛
ثعالبی، ابومنصور، یتیمه الدهر، بیروت، دارالفکر؛
حدودالعالم، به کوشش ولادیمیر مینورسکی، لندن، ۱۹۳۷م؛
خدیوجم، حسین، کتاب جوامع العلوم، نامه مینوی، به کوشش حبیب یغمایی و ایرج افشار، تهران، ۱۳۵۰ش؛
رادویانی، محمدبن عمر، ترجمان البلاغه، به کوشش احمد آتش، استانبول، ۱۹۴۹م؛
عتبی، ابونصر محمد، تاریخ یمینی، ترجمه جرفادقانی، به کوشش جعفر شعار، تهران، ۱۳۴۵ش؛
عوفی، محمد، لباب الالباب، به کوشش ادوارد براون، لیدن، ۱۹۰۳؛
فرای، ر.نِ. سامانیان، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، ترجمه حسن انوشه، تهران، ۱۳۶۳ش، ۴/۱۵۳؛
قزوینی، محمد، تعلیقات بر چهارمقاله نظامی عروضی، لیدن ۱۹۰۹؛
گردیزی، عبدالحی بن ضحاک، زین الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش؛
لسترنج، گ. سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، تهران، ۱۳۶۴ش؛
مرعشی، ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، به کوشش عباس شایان، تهران، ۱۳۳۳ش؛
معین، محمد، تعلیقات بر چهارمقاله نظامی عروضی، تهران، ۱۳۳۳ش؛
میرخواند، محمد ابن خواند شاه، روضه الصفا، تهران ۱۳۳۹ش؛
نظامی عروضی، احمد، چهار مقاله، به کوشش محمد قزوینی و محمد معین، تهران، ۱۳۳۳ش؛
نفیسی، سعید، محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی، تهران، ۱۳۳۶ش؛
یاقوت، معجم الادباء، بیروت، ۱۴۰۰ق؛
همو، معجم البلدان، به کوشش فردیناند ووستنفلد، لایپزیک، ۱۸۶۶–۱۸۷۰م؛
در ۳۲۲ق/۹۳۴م شعبده بازی در چغانیان ادعای پیامبری کرد و خلقی بسیار گرد او را گرفتند. ابوعلی محتاج سپاهی به سرکوب او فرستاد و آن ها شعبده باز را گرفتند و سر بریدند و بسیاری از پیروانش را کشتند (همو، ۸/۲۸۹، ۲۹۰). ابوعلی همچنان در چغانیان بود تا در ۳۲۷ق/۹۳۹م پس از عزل پدرش از سوی نصر بن احمد سامانی، امارت و سپهسالاری خراسان را در دست گرفت، اما ابوعلی مسکویه (۱/۲۷۶) در وقایع سال ۳۲۱ق/۹۳۳م از ابوعلی به عنوان سپهسالار خراسان نام برده است و ریچارد فرای (۴/۱۳۰) او را در حدود ۳۱۸ق/۹۳۰م والی خراسان دانسته است، اما هیچ یک از این دو با منابع و قراین تاریخی سازگار نیست و او در آن ایام فقط امارت چغانیان را داشته است. در ۳۲۸ق/۹۴۰م که ماکان کاکی در گرگان بر سامانیان شورید، ابوعلی به آن سوی تاخت و ماکان را در محاصره گرفت. بسیاری از مردان ماکان به ابوعلی پیوستند و ماکان از وشمگیر مدد خواست. وشمگیر سردار خود شیرج بن نعمان را گسیل داشت (مرعشی، ۱۲۵) و این یکی در صلح کوشید. ماکان با استفاده از فرصت به طبرستان گریخت و ابوعلی بر گرگان چیره شد و ابراهیم بن سیمجور را به امارت آنجا گماشت. سپس در محرم ۳۲۹ق/اکتبر ۹۴۰م در پاسخ به درخواست رکن الدوله دیلمی و عمادالدوله دیلمی که او را ضد وشمگیر و ماکان وعده مساعدت داده بودند تا ری را تسخیر کند و به آل بویه واگذارد (ابن اثیر، ۸/۳۵۹، ۳۶۱، ۳۶۹). گرگان را به سوی ری ترک گفت. وشمگیر از ماکان یاری خواست و او از طبرستان به ری آمد. در نبردی که میان ابوعلی و ماکان و وشمگیر درگرفت، ماکان کشته شد و وشمگیر به طبرستان گریخت و ابوعلی بر ری چیره گشت (ابوعلی مسکویه، ۲/۴–۵) و پسر ماکان را با ۹۰۰ مرد دیلمی اسیر کرد و به بخارا فرستاد (گردیزی، ۳۳۸).
سال بعد از ری سپاه به بلاد جبل فرستاد و بر قم و کرج و قزوین و ابهر و زنجان و همدان و نهاوند و دینور تا حدود حلوان چیره شد (۳۳۰ق/۹۴۱م) و همه این نواحی را پیوستِ قلمرو سامانیان کرد (ابن اثیر، ۸/۳۸۸). در همان سال ابوعلی به یاری حسن بن فیروزان امیر ساری که از مقابل وشمگیر گریخته و از وی مدد خواسته بود، بر وشمگیر تاخت و او را به محاصره گرفت، اما صلح شد و مقرر گشت که وشمگیر به فرمان امیر سامانی گردن نهد. ابوعلی سال بعد به گرگان رفت (گردیزی، ۳۳۸) و چون خبر مرگ نصربن احمد سامانی را دریافت، به خراسان بازگشت (ابن اثیر، ۹/۳۸۹). به روایت دیگر، ابوعلی در هنگام محاصره وشمگیر، از درگذشت خداوندگار خود آگاه شد و به آشتی گردن نهاد (ابوعلی مسکویه، ۲/۷؛ مرعشی، ۱۷۲). حسن بن فیروزان که امیدوار بود ابوعلی پس از پیروزی بر وشمگیر، قلمرو او را به وی دهد، از آشتی میان آن دو سخت بی تاب شد و در میان راه گرگان به خراسان بر ابوعلی تاخت و حاجب او را کشت، ولی سرانجام به گرگان بازگشت و بر آنجا چیره شد (ابوعلی مسکویه، ۲/۷، ۸).
پس از آنکه ابوعلی به خراسان بازگشت، رکن الدوله دیلمی که رقیبی در برابر خود نمی دید، بر ری چیره شد. اما این معنی بر نوح بن نصر سامان گران افتاد و او در ۳۳۳ق/۹۴۴م ابوعلی را به فتح ری فرستاد. در راه گروهی از سپاهیانش به سرکردگی منصور بن قراتکین از امرای نوح واپس کشیدند، ولی ابوعلی به پیشروی ادامه داد و چون کردان هم به او خیانت کردند، از رکن الدوله شکست خورد و به نیشابور بازگشت (ابن اثیر، ۸/۴۴۳). اما نوح دست از پیکار بازنداشت و در همان سال ابوعلی را باز به ری فرستاد. رکن الدوله بیمناک شد و گریخت. همزمان با تسخیر بغداد به دست معزالدوله دیلمی، ابوعلی محتاج بر سراسر ایران مرکزی چیره شد. با اینهمه، برخلاف انتظار پاداشی که از امیر سامانی چشم می داشت، از امارت خراسان عزل شد و ابراهیم سیمجور به جای او نشست (ابن اثیر، ۸/۴۴۴). سبب این امر آن بود که چون ابوعلی به ری تاخت، رکن الدوله از عمادالدوله یاری خواست و این یکی نیرنگی در چید و نامه به نوح فرستاد که وی هر سال ۰۰۰‘۱۰۰ دینار بیش از آنچه ابوعلی از درآمد ری خواهد پرداخت، به نوح می پردازد، بدان شرط که وی دست از حمایت ابوعلی بردارد. از آن سوی نیز ابوعلی را از نیرنگ نوح برحذر داشت و نوح نیز به صلاحدید امرای مخالف ابوعلی در خراسان، نه تنها پیشنهاد عمادالدوله دیلمی را پذیرفت بلکه افراد آل محتاج را در بند کرد و برخی را کشت (ابوعلی مسکویه، ۲/۱۰۰، ۱۰۱).
wiki: ابوعلی محتاج