( سمهرة ) سمهرة. [ س َ هََ رَ] ( ع مص ) بی توالد شدن. کانه کل حیة برأسها. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). نمو کردن و بالیدن کشت بدون توالد و بدون آنکه زیادی حاصل کند. ( ناظم الاطباء ).
سمهره
لغت نامه دهخدا
سمهرة. [ س َ هََ رَ] (ع مص ) بی توالد شدن . کانه کل حیة برأسها. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). نمو کردن و بالیدن کشت بدون توالد و بدون آنکه زیادی حاصل کند. (ناظم الاطباء).
کلمات دیگر: